سيد على اكبر برقعى قمى

53

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

خصلتى ستوده دارد او را نيكو كار و ستوده خصلت گيرند و براى كارى نيكو كه كرده زبان بستايش او دراز ميكنند . اين خوى بدانست كه نيكو كاران و بدكاران را در يك رديف شمرند و نيكو كار را بمقام نيكى نشناسند و نستايند براى نمونه گواهى بياورم . جهان از خوبيها و بديها مالامالست هر چند بگفته فلاسفه و دانشمندان وجود شر محض نيست و جنبه خيريت آن غالب است لكن ما در اينمقام وارد اين مسئله نيستم و البته وجود خير محض است و ما با قياس و اندازهء كه موجودات جهان را با خود ميگيريم آنها را خير و يا شر ميدانم و اين گفته نيز مخالف با فرموده بزرگان و حكيمان نيست . اكنون ميگويم در اين جهان كه از خوبيها و بديها پر است از كجا رواست كه كسى پاك آن را بد داند و چرا خوبيهاى آن را نبايد ستود زشتكار آنكس باشد كه بر همه چيز جهان نكوهش كند و يكسر خوبيهاى آن را از ياد ببرد . ممدوحين شريف رضى نيز خصلتهاى ستوده داشتند و خصلتهاى ناپسنديده كجا رواست كسى خصلتهاى خوب ايشان را بجرم اينكه ملكات رذيله نيز دارند نستايد بخصوص كه همان خصلتهاى خوب منشاء آثارى بوده كه شريف رضى را بستايشگرى واداشته است . بارى ما اين كار شريف رضى را ستوده ميشمريم و شايد در جاى ديگر فزونتر در پيرامون آن خامه فرسائى كنيم . جنايتكار در نظر شريف رضى شريف رضى با همه بردبراى و نرمى در عقوبت جنايتكار بىپروا بوده و نابكار را سخت مواخذه ميكرده است و از جمله قضايائى كه از او در شكنجه كردن جانى آورده‌اند داستان علويه ايست كه از شوهر خود شكايت